مصاحبه اطلس 14 با «پروفسور لی جون»

جنگ شناختی –  جنگ ترکیبی و یا جنگ سخت کدام یک  ؟

اطلس 14  – با تشکر از حضور شما در این برنامه، لطفاً برای ما این دو واژه را توضیح دهید ؟

با تشکّر از دعوت شما و سپاس ویژه بابت محبتی که داشته اید

جنگ شناختی (Cognitive Warfare) و جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare) دو مفهوم مرتبط اما متمایز در حوزه استراتژی و امنیت مدرن هستند.

در زیر تعریف و تفاوتهای کلیدی آنها را بررسی میکنیم:

1 – جنگ شناختی (Cognitive Warfare)

تعریف:

جنگ شناختی به عملیاتی اطلاق میشود که هدف آن تأثیرگذاری بر اندیشه، درک، تصمیمگیری و رفتار افراد یا گروهها است. این نوع جنگ به جای تخریب فیزیکی، بر شناخت و ذهن تمرکز میکند و از طریق دستکاری اطلاعات، روانشناسی و رسانه ها، سعی در تغییر برداشتها، باورها و تصمیمات دشمن دارد.

ابزارها و روشها:

پروپاگاندا و اطلاعات غلط

جنگ روانی (Psychological Warfare)

دستکاری در رسانه های اجتماعی و فضای مجازی – استفاده گسترده از ربات ها برای توزیع محتوای اشتباه و فیک

استفاده از علوم اعصاب و فناوری برای تأثیرگذاری بر شناخت انسان

ایجاد سردرگمی، بی اعتمادی یا تفرقه در جامعه هدف

هدف نهایی:

کنترل یا تغییر «اندیشه» دشمن بدون درگیری فیزیکی مستقیم، به گونهای که رفتار مورد نظر را بروز دهد (مانند تضعیف اراده ملی، تغییر مواضع سیاسی یا کاهش مشروعیت رهبران).

نتیجه این جنگ گاهی افزون بر تاثیر گذاری روی بدنه مردمی، موجب تصمیم سازی های بین المللی نیز می شود .

در مقابل این جنگ چگونه باید عمل کنیم ؟

2 – جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare)

تعریف:

جنگ ترکیبی به استفاده همزمان و ترکیبی از روشهای متعارف و نامتعارف برای دستیابی به اهداف استراتژیک اشاره دارد. این روشها شامل تلفیق عملیات نظامی سنتی با ابزارهای غیرنظامی مانند جنگ اطلاعاتی، عملیات سایبری، فشار اقتصادی، استفاده از گروههای نیابتی و ناآرامیهای مدنی است.

بنابراین جنگ شناختی می تواند بخشی از جنگ ترکیبی باشد .

ابزارها و روشها:

عملیات نظامی محدود یا نامتعارف

جنگ سایبری و حملات به زیرساختهای حیاتی

عملیات اطلاعاتی و پروپاگاندا (گونه ای از جنگ شناختی)

استفاده از گروههای شبه نظامی یا نیابتی

فشار اقتصادی و دیپلماتیک

بهره گیری از ناآرامیهای داخلی در کشور هدف

هدف نهایی:

به دست آوردن مزیت استراتژیک با ایجاد ابهام (منطقی جلوه دادن تحریم های اقتصادی) انکارپذیری و فرسایش دشمن، بدون necessarily توسل به جنگ تمام عیار (مانند عملیات روسیه در کریمه ۲۰۱۴).

تفاوتهای کلیدی جنگ شناختی  جنگ ترکیبی

محدوده تمرکز، تأثیر بر ذهن و شناخت انسانها وترکیب ابزارهای مختلف (نظامی، غیرنظامی، سایبری و …)

ابزار اصلی:

اطلاعات

روانشناسی

رسانه

فناوریهای شناختی

عملیات نظامی

سایبری

اقتصادی

نیابتی ها

پروپاگاندا و اطلاعات غیرواقعی

سطح درگیری غیرفیزیکی (اگرچه ممکن است با سایر ابزارها همراه شود) و فیزیکی و غیرفیزیکی به صورت همزمان

هدف استراتژیک

تغییر رفتار یا باورها از طریق دستکاری شناختی

تضعیف دشمن با ابزارهای چندگانه برای کسب برتری، مثال: ‌انتشار اخبار جعلی برای تفرقه افکنی در جامعه دشمن استفاده همزمان از نیروهای نیابتی، حملات سایبری و تبلیغات در یک منطقه

نکته پیوند دهنده

جنگ شناختی میتواند به عنوان یکی از اجزای جنگ ترکیبی عمل کند. در جنگ ترکیبی، از عملیات شناختی (مانند پروپاگاندا) برای تکمیل اقدامات نظامی یا اقتصادی استفاده میشود.

تشخیص مرزها: گاهی این دو مفهوم همپوشانی دارند، اما جنگ ترکیبی گسترده تر است و شامل اقدامات فیزیکی مستقیم نیز میشود، در حالی که جنگ شناختی صرفاً بر بعد روانی و ذهنی متمرکز است.

در دنیای امروز، قدرتهای بزرگ از هر دو روش به صورت همزمان یا جداگانه برای پیشبرد منافع خود در رقابتهای ژئوپلیتیک استفاده میکنند.

اطلس 14 – لطفاً در خصوص راه مقابله با جنگ شناختی، توضیح دهید ؟

مقابله با جنگ شناختی نیازمند یک استراتژی جامع، چندلایه و مشارکتی است که هم در سطح ملی و هم در سطح فردی اجرا شود. این راهبردها باید بر ایجاد تابآوری شناختی، تقویت سواد رسانه ای و افزایش آگاهی عمومی متمرکز باشند.

در زیر، مهمترین راهکارهای مقابله با جنگ شناختی به تفکیک سطوح مختلف ارائه شده است:

الف) راهکارهای کلان و ملی (سطح حاکمیت و نهادها)

ایجاد مرکز فرماندهی واحد و واحد پایش اطلاعات (Information Operations Center):

تشکیل ستادی متشکل از متخصصان امنیتی، رسانه، روانشناسی اجتماعی و فناوری اطلاعات برای پایش، شناسایی و خنثی سازی کمپین‌های دشمن.

رصد مستمر فضای مجازی، رسانه‌های خارجی و شبکه‌های اجتماعی برای شناسایی سریع سناریوهای جنگ شناختی.

شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی فعال و سریع (پاسخ agile):

ارائه اطلاعات دقیق، مستند و به‌موقع از سوی مراجع رسمی برای پر کردن خلأ اطلاعاتی و مقابله با اخبار جعلی قبل از گسترش.

ایجاد پلتفرم‌های رسمی و معتبر برای انتشار اطلاعات (مثل وب‌سایت‌های شفاف و کانال‌های رسمی در پیام‌رسان‌ها).

تقویت امنیت سایبری و حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی اطلاعاتی:

محافظت از زیرساخت‌های ملی (نیروگاه‌ها، بانک‌ها، سیستم‌های حمل‌ونقل) در برابر حملات سایبری که می‌توانند به ایجاد هراس و دستکاری شناختی بینجامند.

مقابله با بات‌ها و حساب‌های جعلی که در نشر اطلاعات غلط نقش دارند.

تصویب قوانین شفاف و کارآمد:

وضع قوانینی برای مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌های مجازی در قبال محتوای تولیدشده و مقابله با اخبار جعلی.

حمایت قانونی از قربانیان انتشار اخبار کذب و اطلاعات شخصی.

ب) راهکارهای اجتماعی و فرهنگی

آموزش همگانی و ارتقای سواد رسانه‌ای و دیجیتال:

 

گنجاندن سواد رسانه‌ای و تفکر نقّادانه در برنامه‌های درسی مدارس و دانشگاه‌ها.

برگزاری کمپین‌های عمومی برای آموزش شهروندان درباره نشانه‌های خبر جعلی (منبع نامشخص، عاطفه‌محوری شدید، نداشتن تاریخ، اغراض آشکار).

آموزش تکنیک‌های بررسی صحت اطلاعات (رجوع به منابع معتبر، استفاده از سایت‌های فکت‌چکینگ-صحت سنجی).

تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی:

ترویج گفت‌وگوی سازنده و تقویت انسجام اجتماعی برای کاهش شکاف‌هایی که دشمن از آن استفاده می‌کند.

 

شفافیت و پاسخگویی نهادهای حکومتی برای افزایش اعتماد عمومی، که قوی‌ترین سپر در برابر جنگ روانی است.

فعال‌سازی جامعه مدنی و نخبگان:

مشارکت‌دهی به دانشمندان، اساتید دانشگاه، هنرمندان و رهبران فکری در تولید محتوای سازنده و آگاهی‌بخش.

حمایت از رسانه‌های مستقل و حرفه‌ای که به ارتقای فهم عمومی کمک می‌کنند.

ج) راهکارهای فردی (هر شهروند به عنوان یک خط مقدم)

توقف، تأمل، بررسی (Stop, Think, Verify):

قبل از بازنشر هر خبر یا محتوای احساس‌برانگیز، توقف کنید.

در مورد منبع، هدف و منطق آن تأمل کنید.

صحت آن را از منابع معتبر و مستقل بررسی نمایید.

توسعه تفکر نقادانه (Critical Thinking):

همیشه از خود بپرسید: “چه کسی این را گفته و چه انگیزه‌ای ممکن است داشته باشد؟”، “شواهد چیست؟”، “منابع مخالف چه می‌گویند؟”

از دوقطبی‌سازی (سیاه/سفید دیدن مسائل) پرهیز کنید.

کنترل هیجانات و مدیریت احساسات:

دشمن می‌خواهد شما را عصبانی، ترسو یا مأیوس کند تا قضاوت منطقی خود را از دست دهید. آگاه بودن به این تکنیک، نخستین قدم برای خنثی‌سازی آن است.

در مواجهه با محتوای شدیداً عاطفی، بیش‌از‌حد محتاط باشید.

توسعه منابع اطلاعاتی متنوع و معتبر:

خود را در یک حباب اطلاعاتی (اکو چمبر) محدود نکنید. از رسانه‌ها و دیدگاه‌های مختلف (البته معتبر) آگاه باشید.

فهرستی از منابع خبری قابل اعتماد داخلی و بین‌المللی برای خود ایجاد کنید.

د) راهکارهای فناورانه

استفاده از فناوری برای مقابله با فناوری:

توسعه و استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و الگوریتم‌ها برای شناسایی و برچسب‌زنی روی اخبار جعلی و کمپین‌های هماهنگ.

حمایت از پلتفرم‌های فکت‌چکینگ مستقل.

آموزش مهارت‌های امنیت سایبری به عموم مردم (مانند احراز هویت دو مرحله‌ای، شناسایی فیشینگ و…).

جمع‌بندی نهایی

مقابله با جنگ شناختی یک مسابقه تسلیحاتی در عرصه ادراک و اندیشه است. هیچ راهکار واحد و سریعی وجود ندارد. موفقیت در گرو:

آگاهی (همگانی و تخصصی)

اعتماد (درون‌اجتماعی و به نهادهای متعهد)

شفافیت (در اطلاع‌رسانی)

مشارکت (همه اقشار جامعه، از فرد تا حکومت)

مهم‌ترین سپر، شهروند آگاه، منتقد و مسئولی است که عجولانه عمل نمی‌کند و همواره صحت اطلاعات را می‌سنجد.

ایران در موقوقعیت افند است یا پدافند؟

این سوال بسیار مهمی است که برای پاسخ دقیق به آن نیاز به تحلیل چندبعدی از اقدامات و بیانیه‌های رسمی ایران در عرصه جنگ شناختی و ترکیبی است. بر اساس شواهد و اظهارات مقامات ایرانی، می‌توان این گونه تحلیل کرد:

 

موضع رسمی ایران: تأکید بر پدافند و بازدارندگی است

از منظر بیانات رسمی و اسناد بالادستی (مانند سند ملی فضای مجازی)، ایران عمدتاً خود را در موضع پدافندی تعریف می‌کند:

تاکید بر “تهدید” بودن فضای جنگ شناختی: مقامات ایرانی به کرات از “تهدیدات نرم”، “براندازی نرم”، “جنگ ترکیبی” و “حمله شناختی” دشمنان (به ویژه ایالات متحده و اسرائیل) سخن می‌گویند. این گفتمان، خود را در معرض تهاجم دیدن را نشان می‌دهد.

شکل‌گیری نهادهای پدافندی: ایجاد ساختارهایی مانند شورای عالی فضای مجازی، ستاد مرکزی پدافند غیرعامل و واحدهای ویژه در نیروهای مسلح برای “مقابله با جنگ نرم” و “تهدیدات سایبری” نشان‌دهنده تمرکز بر دفاع است.

سرمایه‌گذاری بر “ایستادگی فرهنگی” و “مقاومت”: گفتمان رسمی بر محور “مقاومت در برابر فشارها” و “حفظ هویت فرهنگی و انقلابی” به عنوان یک استراتژی پدافندی در جنگ شناختی، به این معناست که نظام جمهوری اسلامی ایران تلاش می‌کند با تقویت باورها، ارزش‌ها و هویت‌های درونی جامعه، “سپر روانی-فرهنگی” ایجاد کند تا در برابر حملات شناختی دشمنان (مانند تلاش برای تضعیف مشروعیت، ایجاد یأس، ترویج فرهنگ بیگانه) مقاومت کند و توانایی بازگشت به حالت تعادل (انعطاف‌پذیری) را حفظ نماید.

اما در عمل: ترکیبی از پدافند و افند

در سطح عملیاتی و تاکتیکی، شواهد نشان می‌دهد ایران یک استراتژی ترکیبی را دنبال می‌کند که در آن پدافند و افند به هم گره خورده‌اند:

افند اطلاعاتی-رسانه‌ای محدود:

ایران دارای شبکه‌های رسانه‌ای گسترده‌ای (مانند پرس تی وی، المنار، شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های دیجیتال) متمرکز و غیر متمرکز است به این معنا که طرفداران ایران در اقصی نقاط عالم نیز به این گفتمان کمک می کنند، که با زبان‌های مختلف برنامه‌سازی می‌کنند و هدفشان تأثیرگذاری بر افکار عمومی منطقه‌ای و بین‌المللی و ارائه روایتی مغایر با روایت غربی است.

حضور فعال در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی برای پیشبرد روایت خود.

افند در حوزه سایبری: بر اساس گزارش‌های مراکز امنیتی بین‌المللی، ایران دارای قابلیت‌های سایبری تهاجمی پیشرفته‌ای است و در سال‌های گذشته به عملیات‌های سایبری پیچیده‌ای (اعم از جاسوسی، اخلال و نفوذ) نسبت داده شده است. این اقدامات ماهیت افندی دارند.

استفاده از جنگ ترکیبی نیابتی: ایران از طریق حمایت از گروه‌های منطقه‌ای (مثل حزب‌الله لبنان، گروه‌های عراقی، حوثی‌های یمن) نه تنها توان نظامی، بلکه قدرت نرم و توان رسانه‌ای-روانی این گروه‌ها را تقویت می‌کند. این گروه‌ها در میدان‌های خود به نوعی جنگ شناختی و روانی علیه رقبا می‌پردازند.

پدافند فعال (Active Defense): ایران احتمالاً به رویکردی موسوم به “پدافند فعال” باور دارد. در این رویکرد، دفاع منفعلانه نیست، بلکه ممکن است شامل اقدامات پیش‌دستانه، بازدارنده یا تلافی‌جویانه در حوزه‌های سایبری و اطلاعاتی برای دفع تهدیدات قبل از وقوع یا پاسخ به آن‌ها باشد. این مرز بین پدافند و افند را کمرنگ می‌کند.

جمع‌بندی: یک استراتژی دفاعی-تهاجمی متعادل

ایران را نمی‌توان صرفاً در موضع پدافند منفعل یا افند محض قرار داد. واقعیت این است:

در سطح گفتمان و ادراک تهدید: ایران کاملاً خود را در موضع پدافند می‌بیند و تمام اقدامات خود را پاسخی به تهدیدات دشمنان می‌داند.

در سطح عملیات و ابزار: ایران ظرفیت‌های افندی قدرتمندی (به ویژه در حوزه سایبری، رسانه‌ای و عملیات روانی منطقه ای) ایجاد کرده است و از آن‌ها به عنوان ابزاری برای بازدارندگی، تأثیرگذاری و متقابل‌سازی استفاده می‌کند.

به عبارت ساده‌تر، ایران یک “پدافند فعال و تهاجمی” (Active and Offensive Defense) را در پیش گرفته است. در این استراتژی، خط مشخصی بین دفاع و حمله وجود ندارد. هدف اصلی، نه تسخیر سرزمین، بلکه حفظ امنیت نظام سیاسی، تأثیرگذاری در منطقه، و بازداشتن دشمن از طریق ایجاد هزینه است. بنابراین، ایران همزمان خود را هم قربانی جنگ شناختی دشمنان خود می‌بیند و هم بازیگری فعال در این میدان است که به دشمنان خود هزینه تحمیل می‌کند. این موضع، مشابه رویکرد بسیاری از قدرت‌های متوسط و بزرگ در فضای رقابت‌های ژئوپلیتیک امروز است.

شما گفتید که گاهی جنگ ترکیبی و شناختی همپوشانی دارند، اما جنگ ترکیبی گسترده تر است و شامل اقدامات فیزیکی مستقیم نیز میشود، در حالی که جنگ شناختی صرفاً بر بعد روانی و ذهنی متمرکز است!         به نظر می رسد اگر در جنگ، صرفاً از ابزار فیزیکی و سخت، استفاده شود دیگر جنگ ترکیبی نیست،   ترکیب یعنی تداخل فیزیکی – سخت و شناختی!

شما کاملاً درست می‌گویید و نقد دقیقی وارد کرده‌اید. بنده در جمله مورد اشاره دچار ساده‌سازی نادرست شده‌ام و شما با تعریف دقیق‌تر، اصل مطلب را بهتر بیان کرده‌اید. اجازه دهید تصحیح کنم و برای شفافیت بیشتر، بحث را بازتر کنم.

تصحیح و توضیح دقیق‌تر:

۱. نکته اول: تعریف «ترکیبی» در Hybrid Warfare

شما کاملاً حق دارید که «ترکیبی» در اصطلاح «جنگ ترکیبی» به معنای ترکیب ابزارهای نظامی (فیزیکی – سخت) و غیرنظامی (غیرفیزیکی مانند شناختی، اقتصادی، سایبری و سیاسی) است.

طبق تعریف پذیرفته‌شده در مطالعات راهبردی: جنگ ترکیبی حتماً نیازمند ترکیب این دو حوزه است. اگر فقط از ابزار فیزیکی (نظامی کلاسیک و سخت) استفاده شود، جنگ متعارف است که این روزهه به آن می گویند جنگ سخت.

اگر فقط از ابزار غیرفیزیکی (مانند جنگ شناختی، سایبری، اقتصادی) استفاده شود، جنگ غیرمتعارف یا جنگ غیرخطی نامیده می‌شود (که ممکن است زیرمجموعه یا مرتبط با جنگ ترکیبی باشد، اما خودِ جنگ ترکیبی محسوب نمی‌شود).

جمله صحیح باید این باشد: «جنگ ترکیبی به‌طور مشخص از ترکیب همزمان و هماهنگِ اقدامات نظامی (فیزیکی) و غیرنظامی (غیرفیزیکی) مانند عملیات روانی، جنگ شناختی، حملات سایبری، فشار اقتصادی و استفاده از نیروهای نیابتی بهره می‌برد.»

۲. نکته دوم: نسبت جنگ شناختی با جنگ ترکیبی

در اینجا نیز باید دقت کرد:

جنگ شناختی می‌تواند به‌صورت مستقل و بدون هرگونه اقدام فیزیکی اجرا شود (مثلاً یک کمپین گسترده اطلاعاتی برای تأثیر بر انتخابات یک کشور).

اما وقتی جنگ شناختی در کنار اقدامات فیزیکی (مثلاً حضور نظامی پوشیده یا عملیات ویژه) به کار رود، به یکی از اجزای کلیدی جنگ ترکیبی تبدیل می‌شود.

بنابراین، همپوشانی، زمانی رخ می‌دهد که جنگ ترکیبی از ابزار شناختی بهره می‌برد، اما هر جنگ شناختی لزوماً جزئی از جنگ ترکیبی نیست.

مفهوم  ویژگی کلیدی   محدوده اقدامات

جنگ ترکیبی   ترکیب عمدی و هماهنگ اقدامات فیزیکی (نظامی/نیروی نیابتی) + غیرفیزیکی (شناختی، سایبری، اقتصادی، سیاسی) گسترده‌تر است و حتماً هر دو بعد فیزیکی و غیرفیزیکی را درمی‌آمیزد.

جنگ شناختی  تمرکز صرف بر تأثیرگذاری بر ذهن، درک و تصمیم‌گیری‌ها از طریق ابزار اطلاعاتی، روانی و رسانه‌ای صرفاً در حوزۀ غیرفیزیکی و روانی عمل می‌کند (مگر آنکه بخشی از یک جنگ ترکیبی بزرگ‌تر باشد).

جنگ متعارف ، استفاده مستقیم و غالباً آشکار از نیروی نظامی سخت فیزیکی، فقط فیزیکی.

جنگ غیرمتعارف استفاده از ابزار غیرفیزیکی (مثلاً سایبری، اقتصادی، شناختی) بدون همراهی اقدام نظامی مستقیم          فقط غیرفیزیکی.

به هر حال؛ تشخیص شما کاملاً درست است. عبارت «جنگ ترکیبی گسترده‌تر است و شامل اقدامات فیزیکی مستقیم نیز می‌شود» اگر به‌صورت تلویحی برساند که جنگ ترکیبی می‌تواند فقط فیزیکی باشد، بیان نادرستی است. وجه ممیزه جنگ ترکیبی، ترکیبِ حتماً همزمانِ فیزیکی و غیرفیزیکی است.

تشکر از دقت نظر شما. این بحث نشان‌دهنده اهمیت تعاریف دقیق در مفاهیم پیچیده امنیتی است.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 2 =